Tuesday, September 19, 2006

سوژه

بنویسم؟! میگه هوس نوشته هاتو کرده بودم! جا می خورم شاید باور نمیکنم.. میگم خیلی وقته دیگه نوشتنم نمیاد، در جریانی که!! میگه بنویس بنویس..
از چی میتونم بنویسم؟ از داستان خرس های پاندا؟ که وقتی برای بار دوم هم خوندمش باز چیزی عایدم نشد جز همون قسمت آ آ آ بازیاش..
از چی بنویسم؟ از اینکه به شدت هوس کردم کوندرا بخونم تا یکم ذهنم درگیر بشه که این قدر احساس بی خاصیتی نکنم؟!
از چی بنویسم؟ از الف خانوم؟ که اقای عین دیشب تو جمع دو تا محکم خوابوند تو گوشش و مامانم که جیغ کشید و شوهر خاله م از جاش بلند شد؟ از این که الف خانوم بعد کتک هایی که می خوره دیگه حتی گریه هم نمیکنه؟ و اون ها رو مثل یکی از وعده های غذایی ش پذیرفته؟
از چی بنویسم؟ از اینکه فکر میکنم شخصیت کارتونی م نمی ذاره خیلی به آدمها نزدیک بشم؟ از اینکه راحت میتونم بخندم؟ و راحت تر از اون آدمها رو بخندونم و دوست خطابشون کنم؟ اما وقتی پای احساس های شخصی خودم میاد وسط وا میمونم..
از اینکه با مسیج یا به قول تو پر کلاه شاد میشم؟ میدونی زشت بودن فکل پسر عروسک کاموایی هم همون قدر یهو غمگینم میکنه؟ و می دونی که این طوری زندگی چقدر واسم راحت راحت یا سخت سخت میشه؟
از اینکه باید هی با خودم کلنجار برم که خودم رو متقاعد کنم که اینی که انتخاب کردم همونیه که میخواستم تا بتونم چهار سال باهاش سر کنم، که ایمان بیارم که بیخودی در مورد رشته م دچار شک شدم..
از اینکه مسوولیت ستون عکاسی مجله ی دانشکده رو قبول کردم بدون اینکه چیزی از بچه های یونی بیشتر بدونم؟ و این گاهی وقتا دچار عذاب وجدانم میکنه و گاهی بهم انگیزه واسه سریع حرکت کردن میده..
از این که تا یکی مثل تارا یا زمانه پشتم نباشه مثل بچه ها جیغ میکشم و پاهام و میکوبم زمین؟!
از اینکه این روزها کار مفید که می خوام انجام بدم میشینم و فیلم میبینم؟
از دیشب تا حالا فقط همین ها رو تو ذهنم پیدا کردم.. از چی بنویسم؟


posted by Tina at 2:02 PM

<< Home