Thursday, March 29, 2007
زیر پای ات
که آینه تو رو نشون نمی ده وُ آسمون بهت نگاه نمی کنه
زیر پاهات خیابونو نمی بینی
وَ هیچ سایه ای تو رو به خودش راه نمی ده
اصلا هیچکی حواسش به تو نیست
و تو حیرونی که بابا مگه چی شده
و به خودت می گی نکنه
وَ اون وقته که می فهمی
راستی راستی تنها شدی وُ دیگه خورشید وُ نمی بینی
وَ هیچ وقت
بوی گلی رو حس نمی کنی.
کوروش رنجبر
از مجموعه شعر مغز مادرم
posted by Tina at 7:16 PM
<< Home