Friday, January 09, 2009
ایستگاه سرد
دلم می خواست می رفتی ایستگاه مترو و هی عکس می گرفتی. از نگاههای سرد آدمها وقتی که خیره می شن به پنجره های مترو. از دیوارهای سیاهی که با سرعت از کنار پنجره های مترو رد می شن. از درهایی که باز می شن و از آدمهایی که می دوئن. از بیل بوردهایی که بی تفاوت به آدمها حرف می زنن و از آدمهایی که بی تفاوت به بیل بوردها فقط می رن. از سرعت آدمها و از انعکاس پاهاشون رو زمین ایستگاه و از تمام چیزهای سرد دیگه. دلم می خواست می رفتی اونجا و فقط عکس می گرفتی. یه عالم عکس با تمام حس هایی که من می خوام..
posted by Tina at 3:26 PM
<< Home