Thursday, December 31, 2009

شب سال نو

امشب شب ِکریسمسه و من ناخودآگاه یاد دخترکِ کبریت فروش می افتم که الآن سردشه و لنگه کفشش افتاده وسط خیابون...

posted by Tina at 11:36 PM

<< Home