Friday, January 29, 2010

بی تفاوتی


ردِ دستهات هنوز رو پوست صورتمه که پشتش هیچ احساسی نبود.. هیچ احساسی نبود.. یه دوستی می گفت که نفرت هم یه احساسیه مثل دوست داشتن! که باید دوطرفه باشه ولی من میگم همه ی احساسای دنیا باید دوطرفه باشن. مثل دوست داشتن مثل نفرت مثل بی تفاوتی. که من این روزها تمرینش می کنم. که من پیش از این تمرینش کردم. که من تو کل زندگیم تو تمام رابطه های داشته و نداشته ام تنها فعل بی تفاوتی رو تمرین کردم.. صرف کردم. اما همیشه برخلاف روزهای مدرسه با فعل مفرد مخاطب شروع کردم. می بینی؟! درسهای روزهای مدرسه هیچ وقت به کارمون نمیان! واقعیت چیز دیگه ایه..

بی تفاوتی

بی تفاوتم

بی تفاوتیم

تمرین می کنم: بی تفاوتم.. بی تفاوتی.. بی تفا..


posted by Tina at 2:07 AM

<< Home