عکس یادگاری
آلبوم را از زیر تخت می کشم بیرون...

آدم های آلبوم را می گویم
که کودک بودند و حالا نیستند
اما تلنگر نگاهشان در امروز فرزندانشان هست.
مثل عمه سوفیا که نگاهش در این عکس مثل امروز سارا ست.
مثل مهرزاد که مثل هومن می خندد.
و نسل ها، نسل ها، تکرار، تکرار...
و لب هایی که خنده در این عکس ها بر آن حک شده
و حالا زیر خاک...
یا غمی که امروز لرزانشان کرده...
بغض را می گویم.

و مادربزرگ
که در روز عروسی پدر می رقصد
و مادر، که می خندد...
قامتهای شق شده برای دوربین
که امروز در عکس های انبوه و مکرر دی جی تال نیست.
و نگاههایی خیره...
و دخترکی با لباس صورتی
که روی پاهای مادربزرگ نشسته
عروس می شود و فردا دخترکی دیگر با چشمان فروغ را می آورد.
نسل ها، نسل ها...
و تمام صورتهای دیگر در این عکس های سیاه و سپید
که فردا لباسی سفید به تن می کنند
لباس ِسفید ِعروسی
لباس ِ سفید ِ...
لبانم لرزان می شود،
بغض را می گویم...






10 Comments:
Affarin de ;)
Zibao ba ehsas bud...
bahal bood...
mibinam ke didane axe nini boodane fako famil suzheye post mide be bazia...copywrite bede...
hovakhshatare jan alan ke migi yadam miad oon roozi axe ninihaye familatoono didam..;)
kash in dayereh tekraro beshe khate mostaghimesh kard....
iadat hast.....
inja aroosie dayerehast
fogholade bood!dooseshoon dashtam!1alameeeeeee!
fooroogh aroos mishe!ghorboone dokhtare ba cheshmaye forooghesh beram!
tina azizam,
ba axa kheily hal kardam makhsosan axe arosie mamanet.
دیدن عکسهای قدیمی، نشانه های از گذر روزهای بدون بازگشته.
قدیمیا که عکس نداشتند،
صرفا یه تصور میشدند بی تصویر.
اما امروزیا که همه چی دارن !!
یه تصویر میشن، بی تصور !
از گذشتگانمون تنها شدیم،
و داریم یه دور دیگه همه اشتباهاتشونو تکرار میکنیم.
موفق میشیم انشاالله ! در تکرار کردنش.
tahte tasir ghararam daad.jeddan.makhsusan oon tikkeye "lebase sefide arusi,lebase sefide... .az to baEd bud;)
Post a Comment
<< Home