Friday, September 29, 2006
Thursday, September 21, 2006
دریا توفان

.......................................................................................
دریا توفان دارد، باد و باران دارد. وای!
گیله مردی میخواند: لیلی، نازنین یار ِمن..
موجها را با دست پس میزند و هیچ کس بیدار نیست. دارم خودم را میکشم تا به کنارت بیایم لیلی. خانه ات آباد...
این باد امان نمیدهد تا صدای ناله هایم امشب به گوش تو برسد.. امشب باید به کنار دریا بیایم لیلی.
باز دلم پریشان است. لیلی دلم نالان است. دو تا بال کم دارم که به برت بیایم..جان جانانم لیلی! با این باد و باران سخت است امشب بتوانم به لب دریا بیایم.
یاد باد آن شبهای مهتابی، که لب دریا میرفتیم. موهای تو با باد شانه های مرا بوسه میداد..
دستمال سرخی داری، یادگاریست از من..با من وعده میگذاشتی، به یادت می آید لیلی؟
من خاطرخواهمت لیلی.. تنهای تنهام لیلی..
سخت است که امشب دریا آرام بگیرد...
پ ن: با تشکر از ورگ بابت لود موزیک




